من توی یک چاله بودم و او توی بغلیش.خمپاره می زدندگفت : می دونی خمپاره چه طور می ترکه؟سوت خمپاره آمدسرمان را بردیم پایینآمدیم بالابا دست نشان داد " این طوری ، مثل گل می شکفه "باز سوت خمپاره آمدرفتیم پایینبالا نیامد. ...